من ديديم قلبي
عشق گدايي ميكرد
شايد گلي پژمرده باشد
...شايد
لذتي بود در تبسم
لذتي بود در استشمام بهار
لذتي بود در لمس گلبرگ بنفشه
لذتي بود در نگاهي ، ژرف ، ژرفتر از ايمان
به آسمان
لذتي بود در درك سياهي شب
لذتي بود در هم صحبتي شقايق
لذتي هست ... آري ، لذتي
عابرهاي خيابان دل را صدا كنيد ، آرام
بگوييد دلم تنگ شده
بگوييد ، دلم براي يك لبخند ، براي يك صدا ، تنگ شده
بگوييد دلم براي ناله ي ساز ، عشوه رز ، لبخند بهار نارنج
براي استواري سپيدار ، براي آواز رود
دلم براي زندگي تنگ شده
بگوييد ، بگوييد
آرزوي عابران خيابان دل ، تن تقدير را ميلرزاند
بگوييدشان
كسي در شب ، صدايشان ميكرد


![]()
ترحم![]()
![]()
باورت نمی شود که من
در خطوط دست های تو گمم
لحظه ای درنگ کن
قسم به آبی تبسمت
من همان همیشه ی
همیشه قابل ترحمم
همگان بدانندکه سياه پوش از دنيا رفته است
چشمانم را باز بگذاريد تا همگان بدانند که چشم
انتظار از دنيا رفته ام
دستانم را باز بگذاريد تا همگان بدانند که چيزي با
خو نبرده ام. کنار قبرم تکه يخي قرار دهيد تا
براي تنهايي من گريه کند 
شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني ترا با لهجه ي گل هاي بهاري
نيلوفر صدا کردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ خشک آرزوهايت دعا
کردم تمام شب پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي واحساس
ترا از بين گل هايي که در تنهاييم با حسرت روييده بود جدا کردم .
وتو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي:
دلم حيران و سرگردان چشم هايي ست رويايي و من تنها براي ديدن
زيبايي آن چشم ترا در دشتي از تنهايي و حسرت جدا کردم همين بود
آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگين ات حريم چشمانم را به سوي
اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي و خورشيد وا کردم ؛
نمي دانم چرا رفتي؟نميدانم چرا؟
شايد خطا کردم...
تو بي آنکه فکر غربت چشمانم باشي نميدانم کجا ,تا کي,براي چه ولي
رفتي وبعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت يه قلب
دريايي ترک برداشت بعد از رفتنت .........
گنجشگي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت تمام
بالهايش غرق در انبوه غربت شد انگار کسي حس کرد من بي تو تمام
هستي ام از دست خواهد رفت کسي حس کرد بي تو هزاران بار در هر
لحظه خواهم مرد ,بعد از طوفان و وهم و پرسش و ترديد کسي از پشت

اي گل
تو امروز مي رويي براي هميشه و من که روزگاري
در کوير سينه ام گل دسته بودم ديگر خوب مي دانم
گل ها براي ديدنند
نه براي چيدن


