کاخت ویران شود فلک
با من چه بد تا کردهای
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت!
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی دم خویش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را !!!!
دختر به پسر گفت : به نظر ت من قشنگم ؟ پسر گفت : نه .......
دختر از پسر پرسيد که تو ميخواي من پيشت باشم تا هميشه ؟ پسر گفت : نه........
دختر به پسر گفت : اگه من يه روزي ترکت کنم تو برام گريه مي کني؟ پسر گفت : نه.......
دختر در حالي که گريه مي کرد و مي خواست بره که پسر دستش رو گرفت
و گفت : از نظر من تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي ......
من نمي خوام تو پيشم باشي بلکه نياز دارم که تو پيشم باشي
و اگه يه روز از پيشم بري من برات گريه نمي کنم بلکه مي ميرم....

این هم به کسی که من خیلی دوستش دارم
یه جوون خسته بود دلش شکسته بود
مثل بارون بهار زار وزار گریه میکرد
گاهی دست خستشو به سوی خدا میکرد:
هی خدای مهربون خالق هفت آسمون
اونو بی وفا نکن از منش جدا مکن
دست خستمو بگیر تو منو رها نکن ...
بگو آخه تا به کی باید بشینم سر راش
بشینم تا اون بیاد که بشنوم صدای پاش
مگه اون نمیشونه که دلم پریشونه
نمیاد که از چشام غم عشقو بخونه
کلاغا از آسمون میرن به سوی لونشون
دسته های چل چله میرن به آشیونشون
ولی من بدون او چی بگم کجا برم
با یه قلب پر امید هنوزم منتظرم...

وقتي كه ديگر نبود ، من به بودنش نياز مند شدم
وقتي كه ديگر رفت ، من به انتظار آمدنش نشستم
وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد ،
من او را دوست داشتم
وقتي كه او تمام كرد ، من شروع كردم
وقتي او تمام شد ، من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگي كردن
مثل تنها مردن

من اگه كسي رو داشتم ديگه دربه در نبودم با غمو غربتو اندوه ديگه همسفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تورو باور نميكردم
توي اين حصار غربت با غمت سر نميكردم
كوليه شب زده بودم پشت گريه صدات كردم از پسه آينه اشك تا هميشه نگات كردم
اگه عشق معناي مرگ فصل پاييزو برگ قصه عشق و حقيقت قصه گل و تگرگ
آخه دردم درد تو بود درد دور از منو ما بود
شكل تنهايي و غربت سرنوشت آدما بود...
تو چشات دنيا رو ديدم حتي من فردا رو ديدم
توي قلبت قطره بودم با تو من دريا رو ديدم...

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست
بين من و عشق تو فاصله ای نيست
گفتم کمی صبر کن گوش به من ده
گفتی که نه بايد برم حوصله ای نيست
گفتم کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست
رفتی تو خدا پشتو پناهت ، به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست
ادامه مطلب



.jpg?uniq=metd3x)
