اون که یه وقتی همه کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم
خیال میکردم پیشم می مونه ترانه عشق واسم می خونه
خیال می کردم یه همزبونه نمی دونستم نامهربونه
با این که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم
فکر و خیالش همش باهامه هر جا که میرم جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بزارم
اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم

قابل توجه بعضیا
شرمنده یه مدت نبودم
چی بگم ؟
از کجا بگم؟
عزیزم چی شده؟
یه کم فکر کن
تو رو خدا یه هشت نه ماه برگرد عقب .
یه کم به خودت بیا ببین تو این چند ماهه چی به ما گذشته.
چرا از هم دیگه غافل شدیم؟
چرا بعضی اوقات به طور کامل همدیگرو فراموش کردیم؟
چرا فکر .... به سرمون می زد گاهی اوقات؟
مگه ما همون دو تا نیستیم؟
همون دو تا عاشقی که جونشون به هم بسته بود؟
همونایی که حاظر بود دنیا نباشه اگه یکی نبود؟
پس الان چرا اینطوری شدیم ؟
بعد از این همه مدت
چرا اینقدر رابطمون سرد شده؟
چرا اینطور با من برخورد می کنی؟
چرا من یه غریبه شدم واست؟
چرا میگی حرفام رو باور نداری؟
چرا میگی دلت از سنگ شده؟
کاش یه روزی جواب همه این سوالات رو بهم می دادی.
اما تو همون .....
همونی که مثل همیشه همه چیز رو از من پنهون می کنی .
و این بدترین چیزیه که من رو زجرم میده.
کاش این یه عادت رو از سرت می گرفتی.
کاش می فهمیدی که دوتا عاشق هیچی ندارن که از هم پنهون کنند و از همه چیز هم باید با خبر باشند.
کی شده که من یه چیزی رو ازت پنهون کنم.
به خدا وقتی یه چیزی رو از من پنهون میکنی تا موضوع رو نفهمم روزی هزار بار میمیرم و زنده میشم.
کاش اون روزا دوباره برگرده.
کاش تو بفهمی من هنوز همون ...........
کاش دوباره همون ...... مهربون بشی.
همونی که صداش میکردم می گفت جانه دلم.
نه اونی باشه که منو به جای تو بگه شما.
اونقدر تو دلم حرف هست که نمی تونم همشو بگم.حرف آخرم اینه ........ خانم .
تورو خدا یه کم نسبت به من غیرت داشته باش.
اگه از ته دلت منو بخوای هیچ لغزشی تو کارت نمیاد.
دوستت دارم عزیزم.
دوستت دارم..............


