
می نوشتم دیشب
خاطرات فردا
که فردا چه کنم بی نشان امروز
بی نشان عشقت
بی نشان بودنم
بی نشان از نشانی های تو
و سکوتیست که مرا باز به فردا می برد
و نمی گوید به من
که چگونه سر کنم فردا را
که چگونه شب را به سحر
رسانم من تنها
که چگونه راه، را بشناسم
بی تو
همچنان می گویم
همچنان می خوانم

همچنان لحظه ها در گذر است و من باز تنهایم


